سرزمین دوقلوهای خورشید
حسن و حسین نصرتی سعدآباد، دوقلوهای کشتی‌گیر
27 / جولای / 2017
دوقلو های سرزمین خورشید

سلام

پس از مدتی که به دلیل بروزرسانی های وب سایت از شما دور بودیم امروز با اولین خاطره دوقلویی در بخش جدید و جذاب خاطرات دوقلویی همراه شما هستیم.

دوقلو های اولین خاطره دوقلویی، خواهرانی مهربان و متفاوت هستند که همواره در جمع چندقلو ها حضور فعال دارند:

خانم‌ها نسرين و نسترن حسن‌زاده

دوقلو های سرزمین خورشید

ابتدا با خواهر بزرگتر یعنی نسرین خانم شروع میکنیم؛ لطفاً کمی درباره خودتون برامون تعریف کنید.

نسرین خانم: قل اول هستم و دانشجوي ارشد تغذيه دام مي‌باشم. از نظر تحصيلي، از مقطع پيش دانشگاهي به بعد از همديگر جدا شديم و دليل اين جدايي هم سازمان سنجش بود !!! 🙂

من و نسترن مثل هم انتخاب رشته کرديم ولي دو رشته متفاوت قبول شديم.

اما خواهر کوچکتر، نسترن خانم:

قل کوچک و دانشجوي ارشد حسابداري هستم. تقريبا 80 درصد با هم تفاهم داريم ولي در عين حال با همديگر اختلاف نظر زيادي هم داريم. بر خلاف بسياري از دوقلوها ما هيچ لباس شبيه به هم نداشته و نداريم!

از نسترن خانم پرسيدم خاطره‌اي داري برايمان بگويي؟

نسترن خانم: بله، روز اول دانشگاه بود که خواهرم از سلف دانشگاه زودتر غذا گرفت و خورد. کمی بعد من رفتم تا غذا بگيرم که مسئول آن‌جا به من گفت: من الان به شما غذا دادم! چه‌خبره؟! چقدر مي‌خوري؟!

گفتم: به من که غذا نداديد. احتمالا منظورتان خواهرم است، ما دوقلو هستيم.

با کلی اصرار هرچه تلاش کردم قبول نمي‌کرد تا اینکه مجبور شدم بروم و نسرين را از سر کلاس بیاورم تا او را ببيند و به من غذا دهد!

خوشبختانه بعد از اینکه ما با هم به سلف رفتیم مسئول قبول کرد و من هم غذا گرفتم.

بله تشکر میکنم از خواهران حسن زاده؛ خاطره ای کوتاه و با نمک بود… ممنون که در اولین خاطره دوقلویی همراه ما بودید؛

ضمناً شما دوست عزیز هم اگر چند قلو هستید یا دارای فرزند چندقلو هستید از طریق لینک زیر میتوانید خاطره خودتان را به اشتراک بگذارید تا با نام خودتان به صورت رایگان منتشر شود!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *