سرزمین دوقلوهای خورشید
حسن و حسین نصرتی سعدآباد، دوقلوهای کشتی‌گیر
27 / جولای / 2017
دوقلو های سرزمین خورشید

با سلام

با سومین خاطره یا بهتر بگم مصاحبه دوقلویی در خدمت شما عزیزان هستیم امیدوارم از این مصاحبه ویژه لذت ببرید! مصاحبه ای جذاب با اولین زوج های دوقلو که در ادامه بیشتر باهاشون آشنا خواهید شد و ذکر این نکته که مهمانان امروز ما از دو قلوهای پر انرژی انجمن چندقلو های سرزمین خورشید هستند!

خانواده‌ آقایان ارسلان و اردلان بذرفروش و خانم‌ها عسل و غزل خاتمی

دوقلو های سرزمین خورشید

خُب، با آقا ارسلان شروع میکنیم برادر و و البته باجناق بزرگتر!

 بنده  قل بزرگ هستم و 23سال سن دارم. در زمینه کاری با داداش و البته باجناقم شریکم و خوشبختانه تمام فکر و نظراتمان یکی است، شاید دلیلش این باشد که ما دوقلوی همسان هستیم. آقا ارسلان در پاسخ به اینکه آیا در خانواده شما دوقلو زایی ارثی است؟ می‌گوید: بله، بد نیست بدانید خدا به عموی پدرم 7 جفت دوقلو داده، همچنین دایی بنده هم دوقلو دارد. از آقا ارسلان پرسیدم تا حالا شده خودتان را به‌جای هم جا بزنید؟ گفت: بله، همیشه اواسط سال که می‌شد کلاس‌هایمان را از همدیگر جدا می‌کردند چون تا آخر سال معلم از دست شیطنت‌های ما دوام نمی‌آورد به همین دلیل به راحتی می‌توانستیم سر کلاس‌های همدیگر حاضر شده و به جای هم امتحان دهیم.

بله، بعد از تعریف های شیطنت آمیز آقا ارسلان نوبت میرسه به آقا اردلان؛

 قل کوچک هستم و با داداش همکار. دوری از داداش برایم ممکن نیست حتی با خودمان قرار گذاشتیم که هر زمان خواستیم ازدواج کنیم اگر دوقلو نشد حداقل دو خواهر را انتخاب کنیم، که خوشبختانه در نهایت توانستیم با دو خواهر دوقلو ازدواج کرده و از این بابت بسیار خوشحالیم چون فقط دو خواهر هستند ( آن هم دوقلو ) که می‌توانند احساس من و داداش را درک کنند.

در ادامه از آقا اردلان پرسیدم تا حالا شده به‌جای آقا ارسلان تنبیه شده باشی؟

آقا اردلان: بله، زمانیکه مهد‌کودک میرفتیم یک‌بار داداش کار اشتباهی کرده بود، بعد به جای او، اشتباهی مرا تنبیه کردند و گفتند: باید در هوای سرد 3 بار داخل حیاط بروی و برگردی !!!

دوقلو

بله؛ اما نوبت میرسه به خانوم های دوقلو

عسل خانم شما بفرمائید. دانشجوی رشته تربیت بدنی، مربی شنا و نجات غریق هستم. 21 سال سن دارم. از همه مهم‌تر قل بزرگ‌تر هستم. در انجمن ازدواج کردم و هیچ موقع به این مسئله فکر نمی‌کردم که در آینده با خواهرم جاری هم بشوم! جاری بودن با خواهر خیلی لذت بخش هست. نکته خوبش اینکه ما پس از ازدواج از هم جدا نشدیم و مثل زمان مجردی همیشه با هم هستیم. زمانیکه همسران ما به خواستگاری آمدند خانواده‌ها قرار گذاشتند قل بزرگ‌ها باهم و قل کوچک‌ها نیز با هم ازدواج کنند. عسل خانم در پاسخ به این سوال که نظر خودتان هم همین بود؟ با خنده گفت: آره خوب این دو برادر که با هم فرقی نداشتند چه فرقی می‌کرد؟ شوخی کردم پس از انجام جلسه‌های خواستگاری و انجام مشاوره‌ها به این نتیجه رسیدیم.

اما غزل خانم: قل کوچک‌ترم و با چند ثانیه اختلاف به دنیا آمدم گویا خیلی عجله داشتم! (با خنده) 🙂 با خواهرم همکار و هم‌کلاس هستم. با وجود اینکه من و عسل را مثل خیلی از دوقلوها اصلا با هم اشتباه نمی‌گیرند، ولی ما خصوصیت‌های اخلاقی بسیار نزدیک به هم داریم. البته اختلاف نظرهایی هست ولی در نهایت سعی می‌کنیم که در آخر به یک نقطه مشترک برسیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *